
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 4:35 بعد از ظهر توسط نرگس
|
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ |
||
|
یه روز توی زندگی هر آدمی هست که براش منحصر به فرده! اون روزی که به دنیا اومدن! همه زنگ میزنن!اس ام اس میزنن و حضوری تولدتو بهت تبریک میگن!ذوق میکنی از اینکه از تولدت این آدما خوشحالن!حداقل در ظاهر! ۲۰ بهمن همیشه برام جذاب بوده! سال تحویل سینمای ایران جشنواره ی فجره! سال تحویل طبیعت نوروزه! سال تحویل آدما هم روز تولدشونه!
پ.ن:این سومین سالیه که تولدمو توی وبلاگم یاد خودم میندازم! پ.ن:دختره ۱۷ سالش شده!این نشان دختر بزرگ است!احترام بگذارید!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 1:55 بعد از ظهر توسط نرگس
|
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ |
||
|
جاتون خالی مامانم زده تو کار رشد و پرورش میمون! جانه شما! دارم فیزیک میخونم...مامانم میاد یه نارگیل به چه بزرگی میده دستم میگه بخور!میخورم! بعد دارم شیمی میخونم .....یه لیوان پر میاره که شبیه آب طبیعی نیست!میگه آب نارگیله بخور!میخورم! بعد دارم زیست میخونم ....یه موز میاره به چه درشتی میگه بخور!میخورم! بعد دوباره نمیدونم چی دارم میخونم ولی حس میکنم مامانم قراره نارگیلم بیاره برام!ولی نمیاره! میگم مامان آزمایشگاه پرورش میمون راه ننداختی که هی میوه های مورد علاقشو میاری میدی من!!والله!!!! یه روز همه ی فامیل دور هم جمع بودیم!بعد هی یکی میگفت من متولد سال اسبم!اون یکی میگفت من متولد سال موشم!یکی دیگه میگفت من متولد سال سگم!منم اون وسط خواستم کم نیارم!یهو گفتم:منم میمونم!!! پ.ن:موضوعی بهتر از این نبود من پست بنویسم دربارش یعنی؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط نرگس
|
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ |
||
|
نمیدونم چندم بهمن ولی میدونم متولد بهمن بود! افشین قطبی متولد بهمن بود! از اولین روزی که دوباره اومد ایران برای بهمن نقشه کشیده بودم!که برم سر تمرین!براش کادو بخرم!باهاش حرف بزنم!بدونه که برای من و بقیه مهمه!فقط از یه چیز میترسیدم!اینکه تا قبل از ماه بهمن به خاطر نتایج تقریبا ضعیفش اخراجش کنن!که همونم شد!حالا چه فرقی میکنه!اخراج یا استعفا!مهم نبودنش توی بهمنه!مهم از دست رفتن تمام اون آرزوهامه! پ.ن:اینو گفتم که دیگه نگید فراموشش کردم!افشین قطبی فراموش نخواهد شد! پ.ن:دیروز امیر حسین(پسر داییم)اول دبستانه اومده با یه حالت غصه داری میگه نرگس...!!!من ریاضی یاد نمیگیرم!میگم خب چیه؟بگو بگم بهت!میگه یه ده تایی با دو تا یکی چند تا میشه؟؟بعد مهدی اومده میگه خب امیر حسین نرگس اینو ۹ سال پیش خونده!یادش نیست که!بعد امیر حسین بلند شد خیلی جدی رفت پیش بابام تا بهش بگه!بعد بابام بهش یاد داده!اومده میگه نرگس خانوم بابات از تو خیلی قبل تر خونده ولی بلد بود!خنگ!
همین تا باشیم...! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط نرگس
|
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ |
||